لطیفه
مردی بر درخت گردویی تکیه زد و گفت میوه ای به این کوچکی را خدا در درختی به این بزرگی نهاده و هندوانه به این بزرگی را در بوته ای به این کوچکی . تا حرفش تمام شد گردویی از بالای درخت بر سرش افتاد مرد گفت: خدا را صد هزار بار شکر که هندوانه نبود !!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 23:42  توسط سعید
|
